تبلیغات
Architectural's Webneveshts - در نکوهش خود!!

در نکوهش خود!!

تاریخ:شنبه 3 مهر 1389-05:20 ب.ظ

     لازم ب توضیحه که این مطلب رو حدودا خرداد ماه نوشتم و این چند روز پیش تازه پیداش کردم اون فیلم آخر مقاله خیلی مهمه شاید هم مهمتر از خود مقاله!!

چند شب پیش بود که در اینترنت مطلبی را دیدم که به شدت نظرم را جلب کرد موضوع از این قرار بود که طبق نتایج منتشر شده ی یکی از موسسات آمریکایی  حدود بیش از 50 درصد از مردم جهان با گزینه ی حمله ی نظامی به ایران برای متوقف کردن ادامه ی فعالیت های هسته ای ایران موافق بودند و تعداد موافقان اغلب در کشور های مختلف چیزی کمتر از 30 تا 35 درصد بود

  قضیه روشن است و از دو حالت خارج نیست یا آمار بالا درست است و یک شکست بزرگ برای ایران در صحنه ی افکار عمومی جهان اتفاق افتاده (درست عکس آرمان هایی که برای انقلابمان داشتیم و می خواستیم در جهان ندای عدالت خواهی سر دهیم و سایر ملت ها را با خود همراه کنیم) و یا قضیه غلط است و آمریکا می خواهد با این کار یا به افکار عمومی جهان جهت بدهد و یا می خواهد در دل مردم ایران و حامیانشان ایجاد رعب و وحشت کند .

           

            نکته ی تاسف بار قضیه این جاست که ما در هر دو حالت تا این جای کار بازنده ایم همان روزی که این خبر را دیدم یک مقاله ی خیلی خوب هم در سایت موعود خواندم مقاله درباره ی انمیشین "9" بود در این انمیشن بسیاری از مفاهیم فراماسونری و ... که ایدئولوژی حاکم بر (اگر نگوییم مردم آمریکا)سران آمریکاست نمیخواهم این جا حول فراماسونری صحبت کنم ولی خواندن این مقاله تلنگری بود بر تن خواب آلوده ام وقتی تمامی جبهه ی غرب برابر موضوع آخر الزمان جبهه گرفته و عقاید غلط و منحرفش را با فیلم و ... به خورد بچه های تمامی جهان (که در آینده سردمداران یا حداقل جزو حکومت های جهان خواهند بود)تحمیل میکند چه طور می توانیم انتظار داشته باشیم که وقتی امام زمان ظهور کند تمامی مردم جهان لبیک گویان به سوی جبهه ی حق بشتابند.واقعا جای تاسف است که ماها (به عنوان داعیه داران زمینه سازی برای ظهور حضرت )حتی یک فیلم یک انمیشن و ... تاثیر گذار هم که در سطح جهان با اقبال روبرو شده باشد نداریم ولی غرب روز به روز سعی می کند مردم جهان را با افکار خودش درباره ی آخر الزمان همراه کند و موفق هم شده اگر حتی نظرسنجی اول متن را  گواهی از تاثیرات جانبی تبلیغات غرب نگیریم باز هم شواهد فراوانی گویای این مطلب است این خفتگی را ما در همه ی جنبه های زندگی و ایدئولوژیکمان داریم حداقل در حوزه ی فعالیت خودم می توانم به خواب غفلت و مهمارانمان که هنوز بر سر دو راهی معماری سنتی و مدرن مانده اند و با وجودی که غرب در هرزمینه ای می تازد اما معماری معاصر ما چیزی برای ارایه ندارد نمونه ی بارز این بیماری را میتوان در Expo 2010 چین دید.

 

            باید حرف زدن را کنار بگذاریم معمارانمان شروع به خط کشیدن کنند و هر آن چه که در طی این سالیان دراز فقط گفته اند و نوشته اند به زبان آجر و سیمان و ... بیان کنند هنرمندانمان شروع به آفرینش کارهایی در خور عرضه در جامعه ی جهانی کنند رسانه هایمان شروع به گسترش تاثیر خود در این دهکده ی جهانی کنند .         

           

            گرچه شاید کمی دیر اما بر می گردیم به تحلیل خبری که ما را به این وادی کشانده بود .

فرض اول این است که این ادعای آمریکا درست است حالا باید چه  کرد در شرایطی با یان همه دبدبه و کبکبه ی داعیه داری ما به طور متوسط بیش از 50 درصد از مردم جهان ایارن را در برنامه ی هسته ای اش فاق  صلاحیت لازم می دانند و حتی تا آن جا ایرانم را قبول دارند که راه حل مشکل (اگر واقعا باشد) را در حمله ی نظامی می بینند.در نگاه من دو کار بسیار اساسی است که باید انجام شود اول آنکه بیاییم و به طور دقیق جزئیات این نظر سنجی را بررسی کنیم  و با هزاران نظر سنجی دیگر دلایل او را بدست آوریم مثلا واقعا جای تعجب دارد که مرم مصر و چندین کشور اسلامی منطقه این گونه به ما می نگرند یا مثلا چرا در نیجریه چنین نتایجی دیده شده در کنار این ها باید به نحوه ی نمونه برداری ها و ... نیز توجه کرد و مساله را درست و حسابی مورد بررسی قرار داد از همین آمار ها می توان به نکات مهمی دست یافت مثلا این که قشر های مختلف مردم هر کشور چگونه با مساله برخورد کرده اند کدام سیاست های ایران باعث افزایش محبوبیت آن در کشوری خاص شده و این محبوبیت در کدام اقشار جامعه تجلی پیدا کرده است و هزاران نکته ی مهم دیگر که هر یک را می توان سرلوحه  ی برنامه ریزی های آینده ی کشور در سیاست خارجی و ... قرار داد.

           

            به نظرم کار یک دانشجوی متعد خصوصا دانشجویان رشته های علوم انسانی مثل آمار جامعه شناسی و .. قطعا مسایلی از این دست است که ساعت ها وقت بگذارد و ته توی قضیه را دربیاورد واقعا نمیدانم در سطوح بالای مدیریتی کشور مثلا در وزارت خارجه چقدر روی چنین مسایلی کار می شود ولی وقتی به یاد شهید علم الهدی میافتم بی شک برای خودم جدا از دولت و ... نیز وظایفی را تعریف شده می بینم همان طور که علم الهدی دانشجویی که در کوران اختلافات بر سر تدوین قانون اساسی ساعت ها در زیر زمین خاننه ی خود به مطالعخ میپردازد و در نهایت نظرش را در باره ی یکی از مهمترین اصل های قانون اساسی که در پیش نویس قانون اساسی در نظر گرفته نشده بود بدست نماینگان شهرش می سپارد تا راهی مجلس شود و ....

 

            اما کار دومی که در قبال فرض اول می توان انجام داد قطعا این است که برویم و به جای این همه سردرگمی دوره بیافتیم در این دهکده ی جهانی و ببینیم واقعیت امروز رسانه ای جهان و به طبع آن افکار عمومی در کشور های مختلف چگونه است و بر پایه ی همین نتایج شروع کنیم  به گسترش دامنه نفوذ رسانه ای کشورمان چرا باید کشوری مثل آمریکا به مدد رسانه های جهانی اش هر چیزی را به خورد مردم جهان بدهد هر چند غلط بار ها شنیده ایم بسیاری از مردم جهان وقتی به ایران حسب اتفاقی سفر می کنند واقعیت را با آن چه در رسانه ها تا کنون دیده بودند زمین ا آسمان متفاوت می بینند وقتی این حرف ها را می زنم مدام مصادیقی از معماریمان جلوی چشمم رژه می روند آن جا که پوپ یک معمار غربی دوره می افتد و سرتاسر سرزمین های اسلامی را زیر پا می گذارد تا معماریمان را برای غرب به ارمغان ببرد ولی در چندین قرن اخیر و بعد از آن که ملاحان و جهان گردان تمدن اسلامی به خاطر بیکفایتی سایه های خدایشان!!(همان شاهان اموی و عباسی) از پا افتادند هیج کدام از ما ایرانیان به جز معدود دانش آموخته های مدارس فرانسه و ... (که آن ها هم در حد دیدن و شرح چند بنای معماری خاص) زحمت دوره افتادن را با خواندن کتابی بر خود هموار کردیم.

 

            می روم سراغ فرض دوم که به ظاهر امر کارمان را راحت تر می کند و وجدانمان را آزار نمیدهد اما بر عکس این جا نیز اوضاع چندان مراد دل ما نمی نماید چرا نباید ایران 70 میلیونی چند موسسه ی حداقل منتقه ای در زمینه ی آمار گیری داشته باشد و اگر دارد پس کو نتایجی که باید برای رد این مدعا به رسانه های جمعی و جهانی مان بدهد . و مهم تر چرا نباید رسانه هایمان در این دهکده (که اگر رسانه نادشته باشیم برای حرف های ما می شود دنیایی به وسعت آسمان ها و زمین) خبر دروغ آمریکایی ها را تکذیب نکنند آمار دروغشان را برملا نکنند و جلوی این جهت دهی به افکار عمومی را بگیرند وقتی مثلا رسانه ی ما فیلم دانشمند ربوده شده مان را در آمریکا پخش میکند چند مخاطب خارجی متقاعد می شوند آمریکا دروغ گفته است و یا اصلا چند مخاطب خارجی این برنامه ی رسانه ی کشورمان را می بینند؟

           

            واقعا جای تاسف دارد امید که در همین جمع دانشکده ی کوچکمان در ترم جاری شاهد حرکت هایی مفید باشیم ما نیز بر همین مبنا شروع به انتشار این مجله کردیم تا شاید به اندازه ی خود سهمی داشته باشیم.

 

5/4/89

 

مطلب بالا رو تیرماه نوشتم بعد مدتی یکی از دوستان خوبم ویدیویی رو بهم میل کرد که نظرم رو کمی عوض کرد لینک زیر رو حتما ببینید:

لینک دانلود از 4shared

 http://www.4shared.com/file/lcn0HVNY/2_online.html