تبلیغات
Architectural's Webneveshts - توصیه های یکسال بالایی!!

توصیه های یکسال بالایی!!

تاریخ:جمعه 24 دی 1389-01:53 ق.ظ

توصیه های یک سال بالایی!!

منبع : وبلاگ دفتر فرهنگی دانشکده معماری علم و صنعت


دیباچه:

چند هفته پیش (از اون جایی که این مطالب رو اواخر ترم پیش نوشتم بهتره بگم چند ماه پیش!) با یکی از بچه های ورودی 88 صحبت می کردم با وجود تمام علاقه اش به معماری حاضر نشده بود حتی به تعداد انگشتان دستش هم کروکی بزند (البته حالا بعد از سه ماه تابستان امیدوارم این طلسم رو شکسته باشه)بی اختیار یاد وضعیت خودم و مشکلاتی که با معماری داشتم افتادم به همین خاطر هم این قضیه رو بهانه کردم تا از تجربیات این 4 ترم گذشته برای دوستان سال پایینی ام بنویسم و از این جهت که یه جاهایی از این نوشته به کروکی زدن (البته اون طوری که من خوشم میاد) هم برمی گرده شاید بدرد این دوست خوبم هم بخوره.

           اون چیزی که قصد دارم مطرح کنم مجموعه کارهایی بوده که من بر حسب این چند ترم تجربم وقتی با مصادیق معماری مثل بازدید های میدانی از بناها نگاه کردن به تصاویر ساختمون ها تو اینترنت و... یا حتی در معنایی وسیع تر وقت مواجهه با هنر های دیگه مثل نقاشی مجسمه سازی و ... انجام می دم.



1 "به عکس ها جور دیگری نگاه کنیم"

         عمده بحث من در ابتدا در رابطه با تصاویری است که اغلب در نشریات کتب و به خصوص در فضای اینترنت می بینیم این کار برای اکثر بچه های معماری جزو سر گرمی های روزمره به حساب میاد در این جا قصد دارم روش هایی برای استفاده ی بهتر از این تصاویر ارایه بدم.


 1-الف:"چشم و دل خود را سیر کنید (یا همان خزانه ی بصری خویش را گسترش دهید)"

 اولین و راحتترین راه این است که سعی کنیم هر شب چند بنای معماری را ببینیم در این حالت شما اصلا لازم نیست خطی رسم کنید یا مطلبی بخوانید بلکه تنها کافی است خزانه ی بصریتان را گسترش دهید خود من اوایل مهرماه 88 چندان در این وادی ها نبودم و هر از گاهی که سری به سایت دانشکده می زدم یک سرچ کوچک هم میزدم و یکی دو بنا را می دیدم اما این موضوع باید به عنوان یک فعالیت روزانه مطرح باشد من هم از همان زمانی که استاد ترکاشوند درباره ی لزوم گسترش خزانه ی بصری سر کلاس صحبت کردن تصمیم گرفتم هر وقت بیکار شدم(اغلب بین فاصله ی رفتن به سلف دانشگاه (که خدا کسی را گرفتارش نکند) و نماز) برم کتابخانه ی دانشکده و به توصیه ی استاد حتی شده فقط عکس های کتاب ها را نگاه کنم.

از آن موقع این کار به عنوان تفریحی روزانه برایم تعریف شد به خصوص بعد از این که راهی ساده تر و دردسترس تر برای این کار پیدا کردم و اون عضو شدن در چند خبرنامه بود طوری ه هر شب حدود 30تا کار رو در غالب 5-6 تا ایمیل می دیدم اوایل شاید جدا افق تاثیرات ای کار رو نزدیک نمی دیدم ولی توی مقدمات دو بود که واقعا تاثیراتش ر احساس کردم و فهمیدم حالا دیگه در حوزه ی فرمی فضایی تواناتر شدم.

           پس توصیه ی اول من این که حتی اگه خسته بودین و روش های بعدی رو نمی تونستین انجام بدین حتما هر روز برای سرگرمی هم که شده چندتا کار رو در حد نگاه کردن چند ثانیه ای نگاه کنین.

 1:خبرنامه های معماری:

Archdaily.com

Architecture List

Contemporist.com

Modern Architecture Design

3:خبرنامه های تخصصی مسکونی:

Technohome.com

Freshome.com

Home and interior design ideas.com

Home and house design

Home design find

Home Design Ideas

4:خبرنامه ای درباره ی مطالعات معماری و نرم افزارها:

Sensing Architecture


1-ب: "با ذخیره کردن عکس ها آینده ی کپی برداری هایتان را تضمین کنید"    

 عنوان بالا رو از روی شوخی انتخاب کردم ولی در اصل‚ قضیه تهیه ی یک ایندکس کوچک است اوایل فقط از روی علاقه برخی فرم های جالب رو توی فلشم می ریختم اما بعدها از همین آرشیو توانستم استفاده های خیلی خوبی بکنم شاید برای شما هم پیش اومده باشه که مثلا بعد از چند جلسه کرکسیون فرم تان تایید شده باشه و حالا توی حل کردن پلان در فرمش به مشکل برخورده باشین این مشکل وقتی فرم شما غیر عادی تر باشه بیشتر بروز می کنه.

مسایلی از این دست  و گسترده تر از این تیپ موضوعات (مثلا ایرادات کمپوزسیونی) اغلب با مراجعه به طرح های مشابه حل می شه آرشیو من بعد مدتی به یک ایندکس کوچک و سریع الدسترس تبدیل شد که با اون توانستم خیلی از مشکلاتم رو با مراجعه به نمونه های مشابه حل کنم و به مهارت هام اضافه کنم.

           

        

1-ج:"خط بکشید"

           اون چیزی که به نظرم بعد از روش اول (1-الف:) مهمتراز بقیه ی مسایله خط کشیدن و اسکیس زدنه به این معنی که ایده هایی که هنگام دیدن عکس های مختلف (فرم ها پلان ها و حتی نقاشی ها کارهای طراحی صنعتی و ....)به ذهنتون می رسه رو ثبت کنین این ترسیمات میتونه توی 2 یا چند (2 تا از راه ها با من بقیه با شما)روش یا متد بروز کنن ممکنه شما با دیدن عکسی ایده ای خاص به ذهنتون برسه یا مثلا از رویکرد اون فرم فرمی جدید بسازین و .... در مواقع دیگر عکس ها ممکنه این طور شما رو  به خط کشیدن و.ادار کنن که مثلا یک اتفاق خاص در اون بنا شکل گرفته و برایتان جالب بوده ترسیم این قبیل موضوعات هم خیلی مفیدن از این جهت که شما در نهایت یک مجموعه ی خوب از ایده های جذاب رو ثبت می کنید و بعدا می تونین به اون ها مراجعه کنین اما نکته ی مهم اینه که مهم نیست کیفیت خطوط شما چه جوریه یا ... بلکه تنها موضوعه که اهمیت داره.

 

1-د:"پایتان را توی کفش بزرگتر ها بگذارید"

 ازعنوان بالا منظورم اینه که خودتون رو برای لحظه ای جای معمار بزرگ اون بنا بگذارین که دارین تصویرش رو می بینبد به نظرتون شما هم می تونستین روی کاغذ چنین فرمی رو خلق کنین اغلب پاسخ ما منفیه به خصوص مواقعی که فرم بنا ها پیچیده منحنی وبه طور کلی خارج از فرم های مکعبی شکله .

 می تونین امتحان کنین از اکثر بچه های معماری که بخواین فرمی رو براتون توی کاغذ خلق کنن سرع یه مکعب می کشن و بعد با حجم های پر و خالی یا حداکثر با یه حجم استوانه ای سعی می کنن به کار ادامه بدن متد سوم خیلی می تونه به شما در این که به قول معروف دستتان را قوی کنید کمک کنه.

 این که اغلب نمیتوانیم در طراحی روی کاغذ خیلی باز فکر کنیم (یعنی همان طور که در اسکیس های حجمی خیلی متفاوت فکر کنیم)به خاطر پایین بودن ذخیره ی بصری ما نیست بلکه مشکل این جاست که بسیاری از ما ها به خصوص در ترم های اول و دوم وقتی فرمی رو خارج از فرم های مکعب استوانه طراحی می کنیم بالافاصله ازشان بدمان می آید چون در ترسیم آن قدر که انتظارش را داشتیم خوب جا نیافتاده اند و چشم نواز نیستند ولی ممکنه همین فرم وقتی توسط سایر دویستانتن ترسیم می شه بسیار عالی به نظر برسه در این چنین مواقعی ایده های نابی که ممکنه نهایتا به یک کار عالی منتهی شن خیلی زودتر از این که دوران رشدشون رو طی کنن می میرن از این جهت این قبیل ایده ها وقتی با عدم توانایی در ترسیم کنار گذاشته می شن درست ما رو یاد داستان جوجه اردک زشت میندازن وقتی ایده ای که شاید هنگام اجرا بهترین و جالب ترین کمپوزسیون رو میده به خاطر چشم نواز بودن کنار می ذاریم بزرگترین جفا رو در حق این جوجه اردک کرده ایم.

البته ورود کامپوتر به عرصه ی معماری بسیاری از این مسایل رو حل کرده که فعلا موضوع بحث ما نیست.

اما بعد از این همه منبر رفتن بریم سر اصل قضیه پیشنهاد من برای از بین بردن این ضعف ها ی ترسیمی اینه که وقتی با تصاویری روبرو شدین کهع به نظرتان هرگز نمی توانستیم طی یک اسکیس مدادی (در مقابل اسکیس حجمی با ماکت)به اون برسین فورا دست به کار شین و شروع به ترسیم اون ها روی کاغذ کنین این کار هم به شما جرآت چنین طراحی هایی رو می ده و هم باعث می شه به قول معروف دستتان قوی شه.

مثلا نمونه ی روبرو که به تازگی هنگام ورق زدن کتاب معماری اسلامی پوپ نظرم رو جلب کرد برام خیلی جالب بود چون دو سه ترم پیش توی درس درک و بیان همش دنبال چنین فرم هایی بودم ولی به خاطر این که اغلب به شکل های بدون کمپوزسیون وزشتی برمی خوردم دست ازشان کشیدم و رفتم سراغ همان مکعب و استوانه ها

 موضوع مهم در این متد اینه که شما مدام از خودتون بپرسین که" آیا واقعا این عکس میتوانست نتیجه ی اسکیس شما  باشه؟"


 ب"بازدیدهای میدانی"

             گرچه بازدید های میدانی هم مثل مطالعات بصری (بخش الف) باید با همان رویکرد های چندگانه همراه شود اما از آن جایی که این بازدید ها اغلب از بناهای سنتی مان انجام میشوند من هم چند راه مناسب حال و هوای این بازدید ها پیشنهاد می کنم تا بشتر با بناها درگیر شوید.

           اغلب یاد گرفته ایم هنگام بازدید از یک بنای خاص (چه سنتی یا معاصر)تنها به حرف های اساتید گوش دهیم اگر هم خیلی بخت یار باشد یادداشتی و ...        

 

2-الف: "گوش جان بسپاربراستاد خویش            لیک فکری هم بکن درکار‚خویش"

             موضوع اصلی از این قراره که ذهن شما همواره باید با معماری درگیر باشه و مدام وقتی در محیط های مختلف قرار می گیرید به دنبال راهکارهاو خط مشی های طراحی هایتان باشد موضوع حضور در بناهای سنتی همراه اساتید و در غالب اردو ها حداقل برای من تا این جای کار واقعا جالب توجه بوده البته من بیشتر دنبال جواب این سوال بودم که مثلا چه گونه می شه از معماری سنتیمان در معماری معاصر استفاده کرد و پیدا کردن جواب این سوال در حین بازدید ها یکی از بهترین سرگرمی های من بوده و هست (گرچه لزوم مطالعات نظری رو انکار نمی کنم) مثلا همین چند وقت پیش بود که داخل مترو و بعد دیدن نوع سازه هایی که برای پوشش سقف این مکان ها استفاده می شه به فکر این افتادم که ما میتوانیم از الگوهایی مثل کاربندی و ... برای پوشش این سقف ها استفاده کنیم از این جهت که هم ساختار مبتنی بر توزیع نیرو ها رو دارند و هم جلوه ای از معماری سنتی.یا وقتی برای اردو به اصفهان رفته بودیم وقتی استاد درباره ی مسجد شیخ لطف صحبت می کردند و همه از هماهنگی رنگ آبی کاشی های مسجد با جداره های اطراف صحبت می کردند نظرم به تفاوت رنگ و شاخص کردن یک بنای مهم از اطراف در معماری سنتی  جلب شد و بالافاصله چندی بعد با دیدن چند کار معاصر غرب در archdaily به پتانسیل بالای این هنر پی بردم. مخلص کلام این است که شما در بازدید ها باید دنبال جواب بگردید شاید گاهی هم حتی دنبال سوال!!!

 بد نیست به مقایسه  دو عکس زیر هم بپردازید

 

 شاید از نظر خیلی ها این جور مقایسه كردن كار غلطی باشه اما نكته ای كه مهمه اینه كه شما قراره از این مقایسه چی نتیجه بگیرین مثل اگه مراد از مقایسه چیزی شبیه  تحلیل های مقدمات 2 درباره ی بناها باشه به قطع این مقاسیه ها غلط اند ولی وقتی این مقایسه قراره یكسری خطوط و راه های ممكن در معماری معاصر رو برای بهره گیری از معماری سنتی بدن قضیه فرق می كنه همون طور كه آنتونی سی آنتونیادس در كتاب بوطیقای معماری می گه این مقایسات تطبیقی می تونه راهگشای رشد خلاقیت باشه.


2-ب: "اتفاقات خاص فرمی فضایی را ثبت کنید"

          این به این معنی است که در بناهای معماری به دنبال یاد گرفتن باشید سعی کنید نکات مهم رو در هر حوزه ای یادداشت کنید این چند نکته زیر را در سفر اصفهان (سال 88)و شیراز (ترم دو 88) توی دفترم نوشتم و برای نمونه آوردم نمونه ی چنین نگاهی را در" سفرنامه ی اصفهان این بار از دید مقدمات 1" می توانید ببینید البته آن جا گاهی وارد بند های بعدی این نوشته هم شدم.

 

 به عنوان مثال کار اول جزئیات سقف یکی از اتاق های ارگ کریم خان است که از آن جایی که نوع پوشش سقف هم در این که با قوس ها مربع مربع شده و بعد داخل قوس ها مقرنس کار شده را تا آن موقع ندیده بودم گرچه بعدا در کتاب معماری اسلامی پوپ نمونه ای از آن را در هند پیدا کردم به نظر من یکی از راه های پرورش خلاقیت در حوزه ی فرم توپولوژی بندی اتفاقات فرمی در بناهاست مثلا من در رابطه با همین موضوع سقف بعدا (یعنی یک ترم بعد که توفیق اجباری سفر به شیراز نصیبمان شد) اشکال متفاوت تری از نوع پوشش سقف ها پیدا کردم که سعی کردم آن ها را هم کنار نمونه های اصفهان بگذارم.

 

2-ج: "اساتید یک نظر به زیر پا کنند!"یا (اتودهای مردمی راثبت کنید!)

             بار ها اتفاق می افته که درست جایی که اصلا انتظارش رو ندارین با یک نکته ی زیبا آشنا می شید شرط این قضیه اینه که باید شش دانگ حواستون رو جمع کنید و از هر جا حتی یک مسافرخانه سر راهی توی راه بازگشت از سفر به اصفهان مطالبی رو یاد بگیرید.

     مثلا اغلب ما برای این که وسایل نقلیه پارکینگ مناسبی داشته باشند شروع می کنیم به صاف کردن و مسطح کردن زمین اما راه های ساده تری هم وجود دارن که ما شاید بابت این که مدتی کاملا خودمون رو داخل محیط آکادمیک حبس می کنیم به مرور از ذهنمون دور می شه تصویر زیر رو نگاه کنین صاحب یک مسافرخانه ی بین راهی خالق چنین راه حلی بوده شاید برای شما خیلی مضحک به نظر بیاد اما دوستانی که مدام درگیر کارهای برتر طراحی به خصوص از طریق اینترنت هستند اطلاع دارند که خیلی پیش آمده که یک پروژه فقط به خاطر رعایت چنین نکته های ریزی قابل تقدیر شناخته شده حالا فرض کنید این دست انداز کوچک با اتودی زیبا و جالب طراحی هم بشه ان وقت می شه بیشتر روش فکر کرد اگه باز هم عده ای از دوستان با نظرم موافق نیستند می شه این اتود کوچک رو حداقل بهانه ای برای فکر کردن به راه های مختلف مهار ماشین ها در سراشیبی یا هزار چیز دیگر فرض کرد.

 به نمونه های زیر توجه کنین درسته که هیچ کدام به اصطلاح اتود مردمی نبوده اند اما من این دو اثر رو فقط برای این آوردم که نشان بدم چه طور یک ایده ی خاص در طراحی  میتونه اثری رو شاخص کنه البته من هیچ وقت لزوم توجه به تمامی زوایای طراحی رو انکار نمی کنم .همون طور که می بینید در بنای سمت راست ایده ی خاصی برای گلدان ها و در سمت چپ فقط به کارگیری میلگرد برای طراحی فضای یک پارک دو اثر رو شاخص کرده.

 

 

          برگردیم به بحث اصلی مان موضوع بر سر بحث اصلی خودمان موضوع از این قرار شد که در اطراف ما مردم کوچه و بازار عامدانه یا به طور ناخود آگاه تغییراتی رو در بناها میدن که برای یک طراح (حداقل به نظر من)می توانه منبع خیلی خوبی برای الهام و یادگیری باشه تا این جای کار ما یک نمونه (دست انداز) از اتودهایی که مردم به مرور زمان عامدانه ایجاد می کنند رو بررسی کردیم اما گاهی هم ممکنه یک اشتباه منجر به خلق اثری منحصر به فرد بشه مثلا ما ترم گذشته طبق قرار هفتگی ای که با بچه ها برای بازدید از بناهای معماری تتهران آخر هفته ها داشتیم (که امیدوارم توی ترم جدید هم ادامه پیدا کنه) سراغ کاخ گلستان رفتیم موضوع بحث قسمتی از این مجمعه است که خلوت کریم خانی نامیده می شه در اون جا به علت کور کردن یک راه ارتباطی قدیمی فضایی خلق شده که نظیرش رو حداقل من در بناهای سنتی به این شکل و کیفیت ندیدم  این موضوع می توانسته برای طراحان آن عصر منبع الهامی باشه برای خلق تجربه های فضایی جدیدی برای انسان ایرانی این که بعد ها چقدر این موضوع پیگیری شده یا نه مجال بحث نیست.

2-د: "خلف صالحی نباشیدیا حسابی تن معماران رادرگوربلرزانید"

     عده ای آن قدر شیفته ی یک بنا یک معمار یا یک مکتب میشن که دیگه وقتی وارد حال و هوای اون فضا می شن به جز خوبی دیگه چیزی نمی بینن این مساله توی معماری سنتی ما زیاد اتفاق می افته البته به قطع یکی از دلایلش زیاد بودن نکات مثبت بناهای سنتی ما در قیاس با نکات منفی اونه. اما توصیه من اینه که سعی کنید با چند تا از دوستانتان بعد از صحبت های استاد حتما حسابی پشت سر معمار بنا غیبت کنید برای من و دوستانم این یکی از خوش ترین لحظات اردو ها به حساب می اود گذشته از شوخی اما این کار باعث می شه تا دقتتون در ریزه کاری ها و زوایای پنهان بنا بیشتر شه و در حین کار  علاوه بر این که نکات اشتباه رو بعدا تکرار نکنین به علاوه در همین اثناء نکات مثبت جدیدی هم پیدا کنید.

 ته بندی افاضات و مخلص کلام:



منبع : وبلاگ دفتر فرهنگی دانشکده معماری علم و صنعت