تبلیغات
Architectural's Webneveshts - راستی مه واره خانم خوبی است - منتشر شده در نشریه ی تلنگر بهمن ماه دانشگاه علم و صنعت

راستی مه واره خانم خوبی است - منتشر شده در نشریه ی تلنگر بهمن ماه دانشگاه علم و صنعت

تاریخ:دوشنبه 15 فروردین 1390-05:04 ب.ظ

راستی مه واره، خانم خوبی است!

(این طنز حدودا بهمن ماه در نشریه ی تلنگر به چاپ رسید گفتم بد نیست اولین تجربه ی طنز اجتماعی ام رو این جا بذارم دقت کنید که در زمان نگارش وقایع خاصی مثل اعدام چندنفر از اشرار در شیراز (که به شدت از رسانه های غربی مورد حمایت قرار گرفتند و حسابی آن موقع در بوق و کرنا شدند!)  و چندین موضوع دیگر در فضای اجتماع مطرح بود که سعی کردم در متن بازنمایی داشته باشد.)        

 

    درود بر سرند جان راستش را بخواهی تازه به بعضی معانی پی برده ایم. خراب بماند جهان سوم که ما را عقب نگه می دارد آدم جهان سومی به خصوص که این وسط مسط ها هم باشد خیلی بی کمال بی معرفت می شود واضح تر عرض کنم آدم های این جهان دو از جناب دور از جناب؛ ....( بی ادبی می شود جان من بی خیال شو! نمی شود؟ ... باشد!) حیوان درست و حسابی است!

ما این جهانی ها تا به مدد ظواهر تمدن و فرحنگ مثل اینترنت و ... از آن طرف آب اوضاع این ور آب را ندانیم اصلا عمرا سیصد چهارصد سال دیگر هم به دربازه که چه عرض کنم درهای بسته ی تمدن هم نمی رسیم! همین اویارقلی همسایه دیوار به دیوارمان که تازه از تهران برگشته شب جمعه ای که دور هم جمع شده بودیم و فک و فامیل از هر دری الا در تمدن و فرحنگ سخن می راندند (بی ادبی می شود یادم رفته بود بگویم علاوه بر همه ی آن چه ارض کردم ما شهرستانی ها عادت به این قبیل مراسمات دست جمعی هم داریم که امید وارم در طرح های چندساله ی غرب برای توسعه ی ما جهان سومی ها ما را از آن ها هم خلاص کنند)

 داشتم می گفتم خلاصه اویارقلی در گوشی نمی دانم از خوش بر و رویی (االبته به چشم خاهری) به نام فکر می کنم مه واره خانم می گفت به جز آن قسمت هایی که به علت شرم حضور که این هم از مشکلات بزرگ جامعه ی ماست نمی توانم عرض کنم اویارقلی می گفت این مه واره خانم می گفته چند وقت پیش در سیستان سر عطسه ی بزی، صاحب مال در جا سر بز را بریده گزاشته کف سمش!(نفله وای به حالت این رو که نوشتم بولد نکنی!!) حالا شما خودت قضاوت کن سرند جان!!!!! ریش و قیچی هم دست خودت ما جهان سومی ها کجا آن ها کجا؟ ما از سبح تا بوغ سگ از تلویزیون جه می شنویم ؟ آن ها چه؟! مثال اتمش همین نامه ی بالا را خاندی؟ (البته ما که هنوز نخاندیم! چون اسولا ما ها که برای نشریه ی وزینتان نامه می نویسیم چند نفریم! یعنی اصلا هم همدیگر را نمی شناسیم) ولی جان من خودت قضاوت کن ما باید از صبح که تلویزیون را روشن میکنیم باید بشنویم فلانی را اعدام کردن و فلان کشور را زدند و ... آن ها چه؟ چه قدر کمالات دارند این ها که سد سال پیش از این خبرها پخش می کردن و هالا به جایی رسیدند که حتی  حقوق معوقه ی حیوانات را  هم می دهند !

و اما ما هنوز درگیر همان سه چهار جوان مظلومیم که به خاطر یک لقمه نان شب رفته اند پی قاچاق کالا هالا فرضا در این بین یک چند ده نفری هم از این دهاتی های بی فرهنگ کشته شده باشن.

تو را به کانت قسم! درست است ما این ها رو جلوی چشم مردم شیراز به دار بکشیم خوب چند سالی بروند زندان کار فرهنگی رویشان بشود به خدا قسم این ها فردا روزی متحول بشوند می روند به جای مواد مخدر از آن طرف مرز سی دی و کالای فرهنگی وارد می کنند بلکن این مردم نادان و بی فرحنگ آن منطقه هم قدری فرهنگ بدانند و قدر این جوانانشان را بدانند.

 

راستی سرندجان یادم رفت سبب این که این بار به جای س ل ا م گفتم درود هم بدان و به مردم هم بگو : ) اویارقلی می گفت به توصیه ی مه واره خانم مردم شهر همگی و دسته جمعی دیگر از این کلمه استفاده نمی کنند تا همچین با این حرکت اعتراضی بگویند ما عرب نیستیم! که انسافا عرب جماعت این طور که مه واره خانم برای فارسی زبان ها می گفت عجب جانوری است.! ما هم که از قدیم عرب نبودیم یعنی فکر می کنیم مه واره خانم می گفت اولش ما ها همه از نژاد عبری بودیم بعدن که اسلام آمد ما را عرب کرد شاید هم موقعی که حیتلر کل جهان را که آن موقع یهودی بودن می سوزاند ما ها زورکی و از روی فراستی که در غیر نژاد عرب است گفتیم ما عربیم البته به نظر من اشتباه کردند قدمایمان! آخر این طوری ریختند قوای متفقین و متحدین دخلمان را آوردند ولی اگر می گفتیم فارس زبانیم که همگان مطلعند غرب چقدر ایرانی دوست است و ...

 

مایکل فرحنگمدارظاده-دکتری افتخاری زبان و فرحنگ فرهنگ فارسی