تبلیغات
Architectural's Webneveshts - معماران سنتی چه قدر آوانگارد بودند؟

معماران سنتی چه قدر آوانگارد بودند؟

تاریخ:دوشنبه 29 شهریور 1389-05:41 ب.ظ


            سوالی که مدتی مدید گریبان معماران ما را گرفته و تا کنون کتاب های زیادی در باب آن نوشته شده این است که الگوی مناسب معماری معاصر ما چیست و ارتباط آن با معماری سنتی مان چگونه باید باشد؟ این سوال به فراخور شرایط اقلیمی اقتصادی و حتی سیاسی کشور اغلب پاسخ هایی متفاوت داشته است.

 

            گه گاه خبرهایی شنیده می شود که فلان معمار فلان مجله و ... به بنای خاصی انتقاد کرده اند که مثلا چرا به معماری ایرانی نگاهی نینداخته (مثل کارهای جدید دانشپور) و ....

بر عکس بار ها هم شنیده ایم به برداشت های سطحی از معماری سنتی مان اعتراض شده (نمونه ی بارز این یکی هم غرفه ایران در Expo 2010) در نگاه نخست به نظر من رویکرد  اول حداقل از آن حیث که خلاقیتی و حرکتی رو به جلو چه غلط چه درست(که ما در این مقاله به درست یا غلط بودن آن ها نمی پردازیم) داشته بیشتر مورد قبول است حداقل مساله این است که حرکتی است رو به جلو برای آن که رکود معماری معاصرمان را گرفتار تنگ نظری ها و واپس گرایی هایی نظیر رویکرد دوم نکند اما در این مقاله سعی بر آن است که میزان خلاقیت و دگر اندیشی در حوزه ی فرم و گه گداری در حوزه ی عملکرد و ... را در معماری سنتی بررسی کنیم نا گفته پیدا است که جهان امروز نسبت به چند قرن پیش جهانی است به مراتب پر شتاب تر و به تبع آن  باید ما نیز شاهد خلاقیت ها و جنبش های آوانگاردی جسورانه تر و سریع تری باشیم در دوران کهن سرزمینمان زمانی که تحولات در حوزه ی اندیشه اقتصاد هنر و ... قرن ها زمان لازم داشتند مسلما تغییرات و دگراندیشی ها در حوزه ی فرم و ... نیز روندی کند تر و آرام تر از آن چه امروز در معماری غرب (و نه در معماری خواب آلوده ی معاصرما) شاهد آنیم اتفاق می افتادند اما همین قدر خلاقیت در حوزه ی فرم و فضا نیز حداقل مرا که به سکون معماری مان گویی عادت کرده ام به وجد آورد و به این فکر انداخت که این تجربیات را هر چند محدود (در حد بررسی یک کتاب) و هر چند سطحی (در حد بررسی فرمی) با دوستان به اشتراک بگذارم.

 

            امروز در معماری معاصرمان همه به اتفاق آرا بر این عقیده ایم که معماری ما باید پویا و زاینده باشدو حرکتی روبه رشد را تجربه کند اما فارق از پرداختن به مشکلاتی از قبیل قوانین شهرداری عدم توانایی صنفی معماران عدم برگزاری مسابقات معماری در سطوح کلان و غیره و غیره ما جامعه ی معماران کشور نیز به نوبه ی خود تعابیر و خط قرمز های متفاوتی در باره ی هر یک از واژه های حرکت‚ دگر اندیشی وخلاقیت  داریم که به نوبه ی خود باید به طور شفاف بیان شوند. نظرات و تعبیر طیف وسیعی از انواع نگرش ها را در بر می کیرد در دو انتهای طرفین این طیف وسیع دو رویکرد را میبینیم. در یک طرف برخی این پویایی و حرکت رو به رشد را تا آن جا مجاز می شمارند که اصول اصلی معماری سنتی مان حفظ شوند در طرف مقابل عده ای معتقد به رشد و دگراندیشی حداکثری در این حوزه اند این طیف وسیع که از محافظه کارترین(شاید تعبیر مناسبی نباشد!) تا آوانگاردترین و دگر اندیش ترین قشرهای نسل معاصر معماری مان تشکیل می شود لازم است هم در حوزه ی عملی و هم در حوزه ی نظری به روشن کردن نظرات و دلایلشان بپردازند تا راه آینده ی معماری کشورمان از لابه لای این مجادلات پیدا شود.

 

            در ادامه دگرفرمی ها و حرکت های متفاوت زیر را که برای معماران طیف نخست حرکت هایی صحیح و خوب و الگویی برای امروز تلقی می شوند و برای قشرهای واقع در اواسط این طیف حرکت هایی خوب اما مناسب حال گذشته و برای طیف آخر حرکت هایی کند کسل کننده تلقی خواهند شد را می آورم:  

 

1: عنصری که در معماری سرزمین های اسلامی بسیار متنوع بوده و در هر کشوری برای خود دارای سبک و سیاق خاص خود بوده مناره است در تصویر زیر هر 4 مناره با نمونه های آشنای ما در ایران(البته تصویر سوم مناره ای در بسطام است) متفاوت اند با این وجود در تصویر چهارم حتی در جانمایی مناره هم تفاوت دیده می شود و شخصیتی اساسی تر به خود گرفته.


 

تنوع در مناره ها حتی در یک کشور هم بسیار زیاد است و این دست معماران معاصر ما را برای خلاقیت بیشتر در این حوزه باز می گذارد با یک سرچ کوچک نمونه های فراوانی از انواع مناره ها بدست میاد من این جا چند نمونه ی دیگر را گذاشتم فقط بابت منابع عکس ها شرمنده ام که یادداشت نکرده بودم!

 

 

به علاوه این ها اگر میل ها را هم اضافه کنیمگستره ی وسیع تری از این تنوع را خواهیم داشت ولی چیزی که امروز مهم است نقش های جدیدی است که ما می توانیم مثلا به میل ها به عنوان نشانه های شهری باهویتی بدهیم که هم بتوانند پیوندی با فرهنگمان داشته باشندو هم برخی نیازهای شهری مثل عابر بانک ها باجه های تلفن  آنتن های رادیویی موبایل و ... را  در عین زیبایی حل کنند

 

2: مورد بعدی که به نظرم جالب امد نوع برخود با مقرنس کاربندی و ... بود مثلا در بنای زیر به زیبایی این هنر ها(مقرنس و...) باعث به وجود آمدن فرمی جدید و اگر این فرم گسترش می یافت شاید سبکی نو در فرم های سنتی مان می شد.

 


 

 

            3:در نمونه ی بعدی اتفاق خاصی زیر گنبد افتاده است در این جا یک ساختار دو لایه که لایه ی بالایی در معرض نور مستقیم و لایه ی پایینی با روزنه هایی این نور را به زیر منتقل می کند را مشاهده می کنیم که جلوه ی خاصی به فضای زیر گنبد می دهد:

 

      

 

باز هم در همین زمینه توپولوژی جالبی را می بینیم مثلا در نمونه ی سمت راست بالا این گشودگی ها و روزنه ها در کناره ها قرار دارد و لی در نمونه ی سمت چپ .....

 

 

Seyedamirhosseini9631@gmail.com